گل افلاکی

بوی گل افلاکی می آید                             خونم از دل به دیده می آید
به تماشای املاکی  شهید                          گل به رنگ پریده می آید
از غم داغ افلاکیان،از خاک                             لاله در خون تپیده می آید

----سروده حسین آذرهوش(خودم) تقدیم به شهید املاکی ، قهرمان من


برچسب‌ها: شعر درمورد شهید املاکی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 13:14  توسط حسین آذرهوش  | 

صدای افلاکیان


تلنگر می زند بر شیشه قلبم
صدای افلاکیان
همان افلاکیان که  املاکی شدند
گهی املاکی یا گهی لاهوتی
نغمه شیدای بی یاران

صدای افلاکیان
دلم را سخت می کوبد
نمی دانم که برخیزم
ویا یک پرده غفلت ،به روی دیده آویزم

ولی نه ....
او که مهمان است
و مهمان را قدم بر دیده جان است
دلم را بر تو بگشایم
که من مشتاق دیدارم

اگر از آسمان چشمهایش ،تو
برای من خبرآری
غبار غم فروشویی
زرو دیده ام ،آری
برای تعجیل ظهور لطفا کمتر گناه کنیم!؟

سروده حسین آذرهوش (خودم) تقدیم به شهید املاکی ، قهرمان من


برچسب‌ها: شعر درمورد شهید املاکی
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 13:52  توسط حسین آذرهوش  | 

این دیگر چه دردیست


این دیگر چه دردیست
شب وروز هم ندارد
یادِ املاکی  که می آید
سَرم هوای جبهه  می کند
کلمات هم با اشتیاقِ عجیبی قطار میشوند
خیالم تا ایستگاه بهشت امتداد میابد
نفسم ضرب میگیرد و احساسم به راه میافتد
حتی خودم برایشان دست تکان میدهم
خلاصه همه چیز تبانی میکند تا
به تو نزدیکتر شوم
این دیگر چه دردیست
یادِ تو که می آید
سفر به سرزمینت
اجباریست.

سروده حسین آذرهوش (خودم) تقدیم به شهید املاکی ، قهرمان من


برچسب‌ها: شعر درمورد شهید املاکی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:49  توسط حسین آذرهوش  | 

کاش ماهم آفتابی می شدیم

خـــــــاطرات یک حـــــــکایت بشـــــنوید
دردهایی بی نـــــــــــهایت بشـــــــنوید

روزگــــــار وصــــــــــلت و هــــــجران یار
جـنـــگ بود و عاشــــــقان بی قـــرار...


>لطفا ادامه مطلب را بخوانید<

برچسب‌ها: شعر درمورد شهید املاکی, مثنوی حضور
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 9:54  توسط حسین آذرهوش  |